لغت نامه دهخدا
گریخته خواب. [ گ ُ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( ص مرکب ) چشمی که خواب نتواند کرد. ( آنندراج ). بی خواب شده. بخواب نرونده:
به دل طپیدن شب زنده دار مرده فراق
به چشم اشک پراکنده و گریخته خواب.زلالی ( از آنندراج ).
گریخته خواب. [ گ ُ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( ص مرکب ) چشمی که خواب نتواند کرد. ( آنندراج ). بی خواب شده. بخواب نرونده:
به دل طپیدن شب زنده دار مرده فراق
به چشم اشک پراکنده و گریخته خواب.زلالی ( از آنندراج ).
چشمی که خواب نتواند کرد بی خواب شده: بدل طپیدن شب زنده دار مرده فراق بچشم اشک پراکنده و گریخته خواب. ( زلالی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیسرا (به عبری: סִיסְָרא) فرمانده نیروهای مؤتلف ضد بنیاسرائیل در روزگار دبوره بود. ذکر او در کتاب داوران آمدهاست. او در خدمت یابین پادشاه کنعان بود. آنگاه که به جنگ بنیاسرائیل میرود از آنان شکست میخورد. پس از میدان گریخته و به چادر زنی به نام یاعیل پناه میبرد. ولی هنگامی که به خواب فرومیرود، یاعیل با کوبیدن میخی در شقیقهاش او را میکشد. سیسرا و از میان رفتنش موضوع سرود کهن دبوره است. به موجب کتاب داوران، سیسرا از اهالی حروشت حقوئیم بودهاست، در نزدیکی حاصور.
💡 رومینا اشرفی دختر ۱۴ سالهای بود که در ۱ خرداد ۱۳۹۹ به دست پدرش به قتل رسید. پیشتر او بهدلیل مخالفت خانواده با ازدواجش، به همراه دوست پسرش از خانه گریخته بود، اما توسط پلیس دستگیر و به پدرش تحویل داده شد. پدر رومینا هنگامی که او خواب بود، با داس سر از تنش جدا کرد. در تصویر آگهی ترحیم رومینا اشرفی که در اینترنت دست به دست میشد، نام پدر او بهعنوان اولین اسم از افراد صاحب عزا درج شده بود.