لغت نامه دهخدا
گریختنگاه. [ گ ُ ت َ ] ( اِ مرکب ) جای گریختن. محل فرار. رجوع به گریختگاه شود.
گریختنگاه. [ گ ُ ت َ ] ( اِ مرکب ) جای گریختن. محل فرار. رجوع به گریختگاه شود.
جای گریختن، گریزگاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخصیت جلال امین قهرمانی است تلخاندیش که برخلاف شمایل رایج قهرمانهای گونه نوآر، سنتی و خانوادهدار است، گذشته تاریکی ندارد و به جای گریختن از گذشته، دلتنگ آن است. او از تنهایی گریزان است، لوطیصفت است و زنستیز نیست. با اینهمه، در کلهشق بودن با نمونههای گونه نوآر، اشتراک دارد. جمشید برزگر معتقد است شخصیت جلال امین، شباهتهای زیادی با جلال آلاحمد دارد؛ گذشته از نامش، مانند آلاحمد اهل طالقان است و سرتق و یکدنده. به برادرش که در غرب تحصیل کرده، علاقه دارد اما نمیتواند از او در برابر حوادث محافظت کند. هم دلش در مسجد آرام میگیرد و هم گاهی هوس میکند لبی تر کند و به مهستی علاقهمند میشود. پرویز جاهد اما معتقد است براساس علائق عارفانهٔ هاشمینژاد، شخصیت جلال میتواند به جلالالدین محمد بلخی (مولوی) نیز اشاره داشته باشد. خصوصیات شخصیتی جلال امین از جمله نترسی، میل به یافتن حقیقت، یکدندگی و میل به اجرای عدالت در او و همینطور تیزبینی، هوش، نکتهسنجی و پختگیاش او را به کارآگاههای خصوصیِ گونهٔ نوآر نظیر «سَم اسپید» و «فیلیپ مارلو» شبیه کردهاست و باعث میشود او پرده از راز گروههای تبهکار بردارد و هروئین جاسازیشده در ماشین را کشف کند و بتواند این باند تبهکار را متلاشی کند.