گرمی خونابه

مترادف‌ها

گرمای خون

لغت نامه دهخدا

گرمی خونابه. [ گ َ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از بسیاری و شتاب و تعجیل در گریه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).

جمله سازی با گرمی خونابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روی گرمی کو که داغم باز بوی خون دهد مرهمی نگذارد و خونابه ای بیرون دهد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران