خونابه ریز

لغت نامه دهخدا

خونابه ریز. [ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) اشک ریز. خونابه بار:
بشب زنده داران بیگاه خیز
بخاکی غریبان خونابه ریز.نظامی.

فرهنگ فارسی

اشک ریز خونابه بار

جمله سازی با خونابه ریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شب‌زنده‌داران‌ِ بی‌گاه‌خیز به خاکی غریبان خونابه ریز

💡 همه لرزه بر جان و خونابه ریز نه پای گریز و نه دست ستیز

💡 من نمی‌خواهم وصالی را که هجرش در پی است دیده گو خونابه ریز و سینه گو افگار باش

💡 سپاه درد، با جان در ستیز است لب هر زخم دل، خونابه ریز است

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز