لغت نامه دهخدا
گریه شمع. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ریخته شمع که آن را اشک شمع نیز گفته اند. ( آنندراج ).
گریه شمع. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ ی ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ریخته شمع که آن را اشک شمع نیز گفته اند. ( آنندراج ).
ریخته شمع که آن را اشک گفته اند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا از تو دور ای در نایاب مانده ام از گریه چون صدف به ته آب مانده ام
💡 گریه به یاد تو مرا مست خراب می کند خون من است یارب، این یا می ناب می رود؟