گرمی کردن

لغت نامه دهخدا

گرمی کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محبت ورزیدن. مهر و علاقه از خود نشان دادن:
میر با تو ز خوی نیک به دل گرمی کرد
گرچه در سرما با میر نرفتی بسفر.فرخی.وگر با همه خلق نرمی کند
تو بیچاره ای با تو گرمی کند.سعدی ( بوستان ).رجوع به گرمی نمودن شود. || خشمگین شدن. ( مجموعه مترادفات ص 142 ). خشم نمودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - غلبه کردن گرما بر مزاج کسی:... گرمیش کرده. ۲ - علاقه نشان دادن مهر ورزیدن: میر با تو زخوی نیک بدل گرمی کرد گرچه رد سرما با میر نرفتی بسفر. ( فرخی ) ۳ - خشمگین شدن عصبانی شدن.

جمله سازی با گرمی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سرِ گرمی جوابش داد شمع گفت تا کی سرزنش کردن مرا

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز