گرمی کردن

مترادف‌ها

گرم کردن

متضادها

سرد کردن

لغت نامه دهخدا

گرمی کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) محبت ورزیدن. مهر و علاقه از خود نشان دادن:
میر با تو ز خوی نیک به دل گرمی کرد
گرچه در سرما با میر نرفتی بسفر.فرخی.وگر با همه خلق نرمی کند
تو بیچاره ای با تو گرمی کند.سعدی ( بوستان ).رجوع به گرمی نمودن شود. || خشمگین شدن. ( مجموعه مترادفات ص 142 ). خشم نمودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - غلبه کردن گرما بر مزاج کسی:... گرمیش کرده. ۲ - علاقه نشان دادن مهر ورزیدن: میر با تو زخوی نیک بدل گرمی کرد گرچه رد سرما با میر نرفتی بسفر. ( فرخی ) ۳ - خشمگین شدن عصبانی شدن.

جمله سازی با گرمی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از سرِ گرمی جوابش داد شمع گفت تا کی سرزنش کردن مرا

💡 قبل از شروع تمرینات ورزشی سنگین، حتماً باید به گرمی کردن عضلات خود بپردازید تا از بروز آسیب‌های احتمالی در حین فعالیت جلوگیری شود.

💡 مادر با ریختن کمی آب گرم در ظرف، شروع به گرمی کردن غذای سرد شده توسط فرزندش کرد تا او بتواند با لذت آن را بخورد.

💡 در روزهای بسیار سرد سال، استفاده از بخاری‌های جدید برای گرمی کردن فضای اتاق بسیار ضروری است تا همه اعضای خانواده احساس راحتی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران