لغت نامه دهخدا
گرما خوردن. [ گ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل سرما خوردن. ( آنندراج ). دچار گرما شدن:
اگر روی عرقناک تو در مد نظر باشد
چو آب زندگی گرمای محشر میتوان خوردن.میرزا صائب ( از آنندراج ).
گرما خوردن. [ گ َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) مقابل سرما خوردن. ( آنندراج ). دچار گرما شدن:
اگر روی عرقناک تو در مد نظر باشد
چو آب زندگی گرمای محشر میتوان خوردن.میرزا صائب ( از آنندراج ).
( مصدر ) دچار سرما شدن مقابل سرما خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوردن تشنگی و خوردن گرما ستم است خوردن ار باید آن به که همان روزه خوریم
💡 امکان بازافروختگی یا انفجار دود در اماکنی که مواد مصنوعی وجود دارد افزایش مییابد. از نشانههای آغاز بازافروختگی، ترک خوردن شیشهها و بهوجود آمدن دود غلیظ قهوهای رنگ است. هنگامی که هیچ بازشویی باز نیست، دود شیشهها را پوشانیده و سیاه کردهاست و دود ساطع شده تحت فشار از شکافها خارج میشود، و در عین حال گرمای حریق حس میشود باید انتظار انفجار و برگشت شعله را داشت.