گردشگری میراثی

فرهنگستان زبان و ادب

{heritage tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری سازمان یافته مبتنی بر بازدید از میراث فرهنگی و طبیعی یا هر دو در یک منطقه

ویکی واژه

نوعی گردشگری سازمان‌یافته مبتنی ‌بر بازدید از میراث فرهنگی و طبیعی یا هر دو در یک منطقه.

جمله سازی با گردشگری میراثی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اداره حمام گله‌داری دووجهی است، وجه اصلی آن به دلیل اینکه وقف مسجد گله‌داری است، با تولیت اوقاف اداره شده و وقف‌نامه دارد و از جهت تاریخی و میراثی توسط سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری اداره می‌شود.

💡 دولت باید برنامه‌های استراتژیک خود را برای توسعه گردشگری میراثی در مناطق تاریخی به گونه‌ای تدوین کند که هم اقتصاد محلی رونق یابد و هم اصالت آثار باستانی حفظ شود.

💡 بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته از پتانسیل گردشگری میراثی برای معرفی فرهنگ و هویت ملی خود به جهانیان استفاده کرده و درآمدهای کلانی از این طریق به دست آورده‌اند.

💡 سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های مربوط به گردشگری میراثی می‌تواند باعث ایجاد فرصت‌های شغلی جدید برای جوانان روستایی و جلوگیری از مهاجرت آن‌ها به شهرهای بزرگ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران