گردباد اسا
مترادفها
گردبادی، طوفانی
لغت نامه دهخدا
( گردبادآسا ) گردبادآسا. [ گ ِ ] ( ص مرکب ) مانا به گردباد و مانند گردباد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( گردباد آسا ) مانند گرد باد.
جمله سازی با گردباد اسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گردباد آسا درین صحرای وهم میدود سر بر هوا سعی قدم
💡 من نسیمم، بوی گل حسرتکش آغوش من گردباد آسا چرا در مشت خس پیچیدهام!
💡 بازیکن جوان با حرکاتی گردباد آسا در زمین فوتبال میدوید و تمام مدافعان تیم حریف را با سرعت و قدرت خود از پیش رو برداشت.
💡 طوفان شن که با شدتی گردباد آسا از میان بیابان برخاسته بود، توانست تمام مسیرهای تردد را در چند دقیقه به طور کامل مسدود کند.
💡 او با هیجانی گردباد آسا وارد جلسه شد و با صحبتهای پرشور خود توانست نظر همه اعضای هیئت مدیره را برای پروژه جدید جلب کند.