کین ور

لغت نامه دهخدا

کین ور. [ وَ ] ( ص مرکب ) بدخواه و بداندیش و دشمن. ( ناظم الاطباء ). به معنی کینه ور. ( آنندراج ): و این دارابن دارا با وزیر پدرش «رشتن » کین ور بود. ( فارسنامه ابن البلخی ص 55 ). || جنگجو. جنگ آور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): هرگاه که دل بزرگ بود و خون او سطبر باشد مردم دلیر و کین ور باشند. ( ذخیره خوارزمشاهی، از یادداشت ایضاً ). || انتقام کشنده. کینه ور: الوتر؛ کین ور کردن. الغل؛ کین ور شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با کین ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا کرم قیل، کینلی شیطانین الیندن آل بیزی یا کی شیطانین اؤزون وئر بیرجه بو کین دن نجات

💡 کین در برنامه‌های تلویزیونی زیر نقش‌های زیر را بر عهده داشته‌است.

💡 پی موری است از کین تا به مِهرَش سر مویی است از سر تا سپهرش

💡 کسی کین دید و چشمش این صفا یافت بنور صدر عالم مصطفی یافت

💡 فتادست آتش در آن سرزمین چه آتش که سر تا به پا قهر و کین

💡 Note: All nominations for multiple performances in a single year from the 1950s to the 1970s, count as one nomination. The two mentions for مایکل کین (۱۹۸۳), آنتونی هاپکینز (1993) and Sean Penn (2003), count as two separate nominations.

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز