لغت نامه دهخدا
کین نام. ( اِخ ) کین ناموس. هنگامی که مجلس مهستان اردوان سوم ( اشک هجدهم ) را ازسلطنت خلع کردند، کین نام را به پادشاهی برگزیدند ولی وی استعفا کرد و تاج را از سر خود برداشت و دوباره بر سر اردوان نهاد. ( از ایران باستان ج 3 ص 2412 ).
کین نام. ( اِخ ) کین ناموس. هنگامی که مجلس مهستان اردوان سوم ( اشک هجدهم ) را ازسلطنت خلع کردند، کین نام را به پادشاهی برگزیدند ولی وی استعفا کرد و تاج را از سر خود برداشت و دوباره بر سر اردوان نهاد. ( از ایران باستان ج 3 ص 2412 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه حدیثست کین مبارک پی طی کند نام جودِ حاتم طی
💡 نام اگر جنگ تو جوید بازگردد سوی ننگ فخر اگر کین تو جوید باز گردد سوی عار
💡 در سال ۱۹۶۷، انتشارات ملی متحد توسط شرکت ملی کینی خریداری شد که در سال ۱۹۶۹ هنرهای هفتم وارنر بروس آن را خریداری کرد. شرکت ملی کینی در سال ۱۹۷۲ سرمایههای غیر سرگرمی خود را از دست داد (به عنوان شرکت ملی کینی) و نام خود را به شرکت ارتباطات وارنر تغییر داد.