لغت نامه دهخدا
کیسه ای. [ س َ / س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کیسه: ماست کیسه ای. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- ماست کیسه ای؛ ماستی که در کیسه های پارچه ای ریزند و آویزان کنند تا آب آن فروچکد و سفت و غلیظ گردد.
کیسه ای. [ س َ / س ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به کیسه: ماست کیسه ای. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- ماست کیسه ای؛ ماستی که در کیسه های پارچه ای ریزند و آویزان کنند تا آب آن فروچکد و سفت و غلیظ گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز شمس تبریز این جنسها بخر بفروش ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی
💡 از تعلق بس که مشکل میدهد جان وقت مرگ خواجه پنداری که زر از کیسه برمیآورد
💡 در موارد کلسیمیشدن زردپی، احتمال کلسیمیشدن کیسه (بورسیت کلسیفیه) نیز وجود دارد که علت آن پارگی بافتهای تاندونی درگیر و نفوذ املاح کلسیم به درون بورس است.
💡 مرد عاشق ندهد دل به تماشای جهان آن دهد کیسه به طرار که غافل برود
💡 یهود و گبر و هندو راست دایم کیسهها پُر زر منِ مسکین به جز در خواب رنگ زر نمیبینم