لغت نامه دهخدا
کی افره. [ ] ( اِخ ) کی افره بن کیقباد. به روایتی گویند پدر کیکاوس بوده است. ( از مجمل التواریخ و القصص ص 29 ).
کی افره. [ ] ( اِخ ) کی افره بن کیقباد. به روایتی گویند پدر کیکاوس بوده است. ( از مجمل التواریخ و القصص ص 29 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اهداى تحيات و افره، و آرزوى طول عمر و توفيق روز افزون براى آن جناب درظل عنايات حضرت ولى الله الاعظم (عج )، بدين وسيله ضمن عرض پوزش از تاخير درانجام امر محوله در خصوص ارائه اطلاعاتى راجع به گذرگاه عباسعلى زنگى آباد وسقاخانه ابوالفضل عليه السلام ده زيار، اينك اطلاعات لازم حضور عالى ارسال مى گردد. ان شاء الله مورد قبول قمر بنى هاشم عليه السلام و مفيد فايده جهت درج در كتاب شريف حضرت عالى قرار خواهد گرفت، ما رامشمول دعاى خير خويش بفرمائيد.