لغت نامه دهخدا
( کپ آمدن ) کپ آمدن. [ ک َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، حال مرغی است که می خواهد بچه بگذارد. ( جمالزاده، یکی بود یکی نبود ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( کپ آمدن ) کپ آمدن. [ ک َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، حال مرغی است که می خواهد بچه بگذارد. ( جمالزاده، یکی بود یکی نبود ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( کپ آمدن ) (کَ مَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) حال مرغی است که می خواهد بچه بگذارد.
( کپ آمدن ) ( مصدر ) حال مرغی است که میخواهد بچه بگذارد ( یکی بود یکی نبود )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیدنی از فاصله ۸۷۰۰ متری سمت حرکت خود را به موازات امدن تغییر داد. آتش نخست از توپهای امدن به سمت دشمن گشوده شد. دو گلوله امدن با سیدنی برخورد کردند که یکی برجک عقب کنترل آتش را از کار انداخت و دیگری با وجود اصابت به محفظه مهمات، منفجر نشد.
💡 ۱۲: نیروی هوایی بریتانیا چندین شهر آلمان از جمله هامبورگ، امدن و برلین را بمباران کرد.