لغت نامه دهخدا
کون پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) کون پرستنده.امردباز. غلامباره. ( فرهنگ فارسی معین ):
هرکه شد کون پرست بر خیره
گوز یابد ثواب از انجیره.سنایی ( حدیقه ص 662 ).
کون پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) کون پرستنده.امردباز. غلامباره. ( فرهنگ فارسی معین ):
هرکه شد کون پرست بر خیره
گوز یابد ثواب از انجیره.سنایی ( حدیقه ص 662 ).
( صفت ) امرد باز غلامباره: هر که شد کون پرست بر خیره گوز یابد ثواب از انجیره. ( حدیقه )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما می پرست یار و جهان می پرست ما مامست عشق و کون ومکان بوده مست ما