لغت نامه دهخدا
کوس صبح. [ س ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شور و غوغای جانداران. ( آنندراج ). || آواز صبح. || نوبت آخر شب. ( ناظم الاطباء ).
کوس صبح. [ س ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شور و غوغای جانداران. ( آنندراج ). || آواز صبح. || نوبت آخر شب. ( ناظم الاطباء ).
کنایه از شور و غوغای جانداران یا آواز صبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر صبح ز کوس شاه جامی قانون دعا کند تعلم
💡 تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح یا از در سرای اتابک غریو کوس
💡 بیآرزوی ملک به زیر گلیم فقر کوبیم کوس بر در ایوان صبحگاه
💡 صبح شد هدهد جاسوس کز او وا پرسند کوس شد طوطی غماز کز او وا شنوند