لغت نامه دهخدا
کوزه گردان. [ زَ / زِ گ َ ] ( اِ مرکب ) نام قسمی از بازی. کوزه گردانک. ( ناظم الاطباء ). جدارک. جدانک. ( از برهان ). و رجوع به کوزه گردانک، جدارک و جدانک شود.
کوزه گردان. [ زَ / زِ گ َ ] ( اِ مرکب ) نام قسمی از بازی. کوزه گردانک. ( ناظم الاطباء ). جدارک. جدانک. ( از برهان ). و رجوع به کوزه گردانک، جدارک و جدانک شود.
نام قسمی از بازی. کوزه گردانک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل کوزه که دور چرخ گردان پدید از خاک پاک هند کرد آن