لغت نامه دهخدا
کودکک. [ دَ ک َ ] ( اِ مصغر ) کودک خرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کودکک. [ دَ ک َ ] ( اِ مصغر ) کودک خرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کودک خرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چگونه ات که خواهد او آن شو هر سوئی کود و اند آن سودو
💡 مرآن را که در چشم دل نیست نور به راه خدا هست با دیده، کود
💡 او با مربی سابقش کودی هاوک تیم شد و توانست قهرمان تگ تیم شود. اما بعد از چهار روز آن را باختند. برای بقیه سال ۲۰۰۷ تا اوایل ۲۰۱۰، موکسلی باز هم تیمی کار کرد. در ۲۰۰۹ با کینگ وو تیم «خشونت شاهانه» را تشکیل داد و دو بار قهرمان تگ تیم شدند.
💡 هم اسرائیل هم اردن حوضچههای عظیم تبخیر دارند که در آن فسفاتهای گرانقیمت را از آب دریاچه استخراج میکنند و بهعنوان کود میفروشند. با این حال مهمترین علت بحران دریای مرده همان کم شدن شدید آب رود اردن است.
💡 "مدلینگ در رنگ با یو امال جاواً در سال ۱۹۹۹ توسط پیتر کود، اریک
💡 کوددهی: برای رشد بهتر یوکا، در طول فصول رشد هر دو هفته یک بار به آن کود اضافه کنید. کود مورد استفاده باید متعادل باشد و طبق دستور نوشته شده روی جلد به گیاه اضافه شود. از کوددهی بیش از حد به گیاه خودداری کنید زیرا که در خاک جمع میشود و ریشهها را میسوزاند.