کوته دیده

لغت نامه دهخدا

کوته دیده. [ ت َه ْ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) کوتاه دیده. کوتاه بین. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوتاه دیده و کوتاه بین شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کوتاه بین جمع: کوته دیدگان

جمله سازی با کوته دیده

💡 عاشقان او را به نور چشم باطن دیده‌اند چشم کوته دیده را قفل تحیر بر درست

💡 مردم کوته نظر در انتظار محشرند دیده روشندلان آیینه محشر بود

💡 به عینه همچو یک نور و دو دیده که آن را چشم کوته بین دو دیده

💡 چه غم ار ز آن که کند، بر تو نظر کوته بین دیده مرغ شب از دیدن مهر آمده کور

💡 می‌روم تا که به صاحب‌نظری بازرسم محرم ما نبود دیده کوته‌نظران

💡 غلام حضرت شاهم مرا حقیر مبین چنانچه دیده کوته نظر سهائی را

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز