«کوتهدست» یا «کوتاه دست» اصطلاحی است که به فردی اشاره دارد که ناتوان، بیبضاعت یا محروم است. این واژه کنایه از کسی است که به مقصود یا خواسته خود نمیرسد و دستش از دارایی، امکانات یا مواهب دنیا کوتاه است. در واقع، کوتهدست کسی است که توان مالی یا قدرت لازم برای دستیابی به اهداف خود را ندارد و در مواجهه با مادیات، محدودیت دارد. این اصطلاح گاهی در معنای اخلاقی هم بهکار میرود و به فردی عفیف اشاره دارد که به مال دیگران دستدرازی نمیکند و از حرص و طمع دوری میجوید. در این معنا، کوتهدست نماد پاکدامنی و درستکاری است و نشان میدهد که فرد حتی با محدودیتهای مالی، به اصول اخلاقی خود وفادار میماند. چنین فردی مورد احترام جامعه قرار میگیرد و رفتار او نمونهای از شرافت و بیطمعی انسانی است. این اصطلاح در گفتگوهای روزمره و متون کلاسیک فارسی کاربرد دارد و بار معنایی آن بسته به زمینه میتواند کمی تغییر کند.
کوته دست
لغت نامه دهخدا
کوته دست. [ ت َه ْ دَ ] ( ص مرکب ) کوتاه دست. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه از تجاوز به مال و عرض کسان خودداری کند. ( فرهنگ فارسی معین؛ ذیل کوتاه دست ):
جوان که قادر گردد درازدست شود
امیر کوته دست است و قادر است و جوان.فرخی. || آنکه دستش به مراد و مطلوب نرسد. نامراد. ناکام. ( فرهنگ فارسی معین؛ ذیل کوتاه دست ):
ما تماشاکنان کوته دست
تو درخت بلندبالایی.سعدی.
فرهنگ فارسی
کوتاه دست.