لغت نامه دهخدا
کوتاه پرواز. [ پ َ ] ( ص مرکب ) کوته پرواز. مرغی که به ارتفاع کم پرواز کند. ( فرهنگ فارسی معین ):
مروت نیست سبقت جستن از کوتاه پروازان
وگرنه نامه ام پیش از کبوتر می تواند شد.صائب ( از آنندراج ).
کوتاه پرواز. [ پ َ ] ( ص مرکب ) کوته پرواز. مرغی که به ارتفاع کم پرواز کند. ( فرهنگ فارسی معین ):
مروت نیست سبقت جستن از کوتاه پروازان
وگرنه نامه ام پیش از کبوتر می تواند شد.صائب ( از آنندراج ).
مرغی که بارتفاع کم پرواز کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تپیدن میتوان کوتاه کرد این راه را قوت پرواز اگر در پر نباشد گو مباش
💡 جستجوی وصل با این زندگی بی طاقتی است ذوقی از پرواز با این رشته کوتاه نیست