اقضاء

مترادف‌ها

قضاوت، حکم دادن، انجام دادن

لغت نامه دهخدا

اقضاء. [ اِ ] ( ع مص ) خورانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). طعام بخورد کسی دادن.

جمله سازی با اقضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در عیدها به اقضاء آن جشن، مراسم و مناسک به‌خصوصی اجرا می‌شود. انجام امور عبادی، تعطیلی و گرفتن وضعیت جشن در شهر و اجتماعات، از جمله این اقدامات است. از دیگر مناسک اسلامی، نماز عیدین است که در دو عید فطر و قربان به صورت جماعت خوانده می‌شود. وقت خواندن این نماز از طلوع آفتاب تا ظهر شرعی است و کیفیت خواندن آن به این صورت است که نماز را در دو رکعت، و بعد از حمد سوره، ۵ بار قنوت (در رکعت دوم چهار مرتبه) اقامه می‌شود. پس از خواندن نماز، دو خطبه خوانده می‌شود. علاوه بر نماز، اطعام و قربانی از جمله مراسمات این دو عید است. تبریک عید، هدیه دادن، برگزاری کاروان‌های جشن، خوراک دادن و به دید و بازدید رفتن از دیگر رسومی است که در عیدها و جشن‌ها صورت می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران