لغت نامه دهخدا
کهنه لو. [ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوزومدل است که در بخش ورزقان شهرستان اهر واقع است و 204 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
کهنه لو. [ ک ُ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوزومدل است که در بخش ورزقان شهرستان اهر واقع است و 204 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن لب سلیم آب بقا را شهید کرد خون های خلق کهنه شد، این خون تازه ای ست
💡 عمر در کوی توام رفت و نگفتی روزی کین همان کهنه گدایی ست که من می دانم
💡 کهنه شد شهرت شیرین وکنون نوبت ماست هر صنم عهدی و هرشوخ زبانی دارد
💡 کهنه جانی فدای جانان کن تا تو را تازه جان ببخشد کن