کهن عهد

لغت نامه دهخدا

کهن عهد. [ ک ُ هََ / هَُ ع َ ] ( ص مرکب ) که میثاقی قدیم دارد. که پیمانی دیرین دارد:
خویشان کهن عهد چو بیگانه شدند
بیگانه نورسیده خویشی نکند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

که میثاقی قدیم دارد ٠ که پیمانی دیرین دارد ٠

جمله سازی با کهن عهد

💡 این دو سه بدنام کهن مهد خویش می‌شکنندم همه چون عهد خویش

💡 به پیش برت گفتند این سخن را که شاها! تازه کن عهد کهن را

💡 بدان ای پسر کین جهان دیده پیر کهن گشته از عهد نوروز دیر

💡 بیا ای ساقی رندان بده جامیکه در دوران به پیران کهن بخشد ز نو عهد جوانیرا

💡 عشق و خوبی بمن و تست سزا کز من و تو نوشد از عهد کهن قصه محمود و ایاز

💡 این روستا در نزدیکی تپه نوشیجان آتشکده قدیمی عهد باستان میاشد که نشان از وجود تمدنی کهن در آن منطقه است

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز