کنایه گفتن
مترادفها
کنایه زدن، طعنه زدن، تیکه انداختن
متضادها
صریح گفتن، مستقیم گفتن
لغت نامه دهخدا
کنایه گفتن. [ ک ِ ی َ / ی ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) کلمه یا عبارتی کنایه آمیز ادا کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کنایه شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کلمه یا عبارتی کنایه آمیز ادا کردن.
جمله سازی با کنایه گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنگامی که بلال بر بالای کعبه شروع به اذان گفتن کرد بعضی کنایه انداختن که آیا کسی بهتر از وجود نداشت؟ در بعضی نقلها آمده که بلال حی را هی و شین را سین ادا میکردهاست. و در احادیث آمده سین بلال نزد ما شین هست. مولوی در همین باره این اتفاق شعری سرودهاست: