لغت نامه دهخدا
کنار یافتن. [ ک َ / ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) دوری جستن. اعراض کردن. سر باززدن:
بدو گفت قیصر که ای شهریار
ز فرمان یزدان که یابد کنار.فردوسی.
کنار یافتن. [ ک َ / ک ِ ت َ ] ( مص مرکب ) دوری جستن. اعراض کردن. سر باززدن:
بدو گفت قیصر که ای شهریار
ز فرمان یزدان که یابد کنار.فردوسی.
دوری جستن. اعراض کردن. سرباز زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر فرامرزی در کتاب طالب و زهره یا طالب طالبا داستان این عاشق و معشوق را اینگونه نقل کردهاست: در حدود سال ۱۰۰۵ هجری پسری از اعیان طایفهٔ آمل را به مکتب میسپارند. او با اشتیاق فراوان علوم رایج زمانه را فرامیگیرد. پس از چندی در همان مکتبخانه عاشق دختری به نام زهره میشود که همشاگردیش بود. پس از مدتی بین آن دو مراوده و دوستی برقرار میگردد. از آنجایی که با هم همسایه بودند، طالب هر روز از دیوار خانهاش بالا میرفت و زهره هم به بهانهٔ یافتن چیزی کنار پنجره میآمد و این دو با هم ارتباط برقرار میکردند. از طرفی در مکتبخانه هم وقتی درنبود «ملا قربان» جانشین او «مشهدی علی مردان» ادارهٔ مکتب را به عهده میگرفت، طالب و زهره از فرصت استفاده نموده در کنار هم مینشستند و به این احساس عاشقانه ادامه میدادند. در این دلبستگیها و مراودات بود که طالب گردنبند موروثی مادرش را به یادگار به زهره میدهد.