کمر شکستن

لغت نامه دهخدا

کمر شکستن. [ ک َ م َ ش ِ ک َت َ ] ( مص مرکب ) مغلوب شدن. تاب و توانایی را از دست دادن. طاقت تحمل را از دست دادن. || مغلوب کردن. تاب و توان کسی را از بین بردن:
لطفت کمر عتاب بشکست
در پای فلک شباب بشکست.ملاقاسم مشهدی ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مغلوب شدن. تاب و توانایی را از دست دادن.طاقت تحمل را از دست دادن

جمله سازی با کمر شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاخی است بی ثمر که سزای شکستن است دستی که در میان نگاری کمر نشد

شاوار یعنی چه؟
شاوار یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
گل نوش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز