لغت نامه دهخدا
کمان گشادن. [ک َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مستعد حرب شدن. ( آنندراج ). آماده جنگ شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || آماده کردن کمان برای تیراندازی. ( فرهنگ فارسی معین ).
کمان گشادن. [ک َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مستعد حرب شدن. ( آنندراج ). آماده جنگ شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || آماده کردن کمان برای تیراندازی. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) ۱ - آماده کردن کمان برای تیر اندازی. ۲ - ( مصدر ) آماده جنگ شدن
💡 نتوان شست به هر صید گشادن، ورنه آه تیری است که دایم به کمان است مرا