کلمهی «کلیدداری» در فارسی به معنای شغل، وظیفه یا عمل کلیددار بودن است، یعنی مسئولیت نگهداری، مراقبت و نظارت بر مکانی که کلید آن به شخص سپرده شده است. این واژه به کسی اشاره دارد که اختیار ورود و خروج و مدیریت دسترسی به محلهای مهم، مانند ساختمانها، اتاقها یا مکانهای مذهبی و تاریخی، را بر عهده دارد و مسئولیت حفظ امنیت و نظم آن فضا به او محول شده است. از نظر معنایی، «کلیدداری» با مفاهیمی مانند مسئولیت کلید، نگهبانی، سرپرستی مکان و مراقبت از املاک هممعنی است و عمدتاً در متون ادبی، تاریخی و رسمی کاربرد دارد. این واژه میتواند هم به عمل مراقبت از یک مکان مشخص اشاره کند و هم به شغلی که فرد در آن سمت انجام وظیفه میکند، دلالت داشته باشد.
کلید داری
لغت نامه دهخدا
کلیدداری. [ ک ِ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کلیددار. ( فرهنگ فارسی معین ):و کلیدداری ضریح مبارک نیز به او تعلق داشت. ( عالم آرا، از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیددار شود.
فرهنگ فارسی
شغل و عمل کلید دار