کلوچه پز
مترادفها
شیرینیپز
لغت نامه دهخدا
کلوچه پز. [ ک ُ چ َ / چ ِ پ َ ] ( نف مرکب ) آنکه کلوچه پزد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلوچه شود.
فرهنگ فارسی
آنکه کلوچه پزد.
جمله سازی با کلوچه پز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر روی بوختل سس وانیل و پودر شکر میریزند و در اجاق طوری درست میکنند که کلوچههای آن شکلی بههمپیوسته داشته باشد. بوختل را معمولاً گرم میل میکنند.
💡 شب قبل از عید مردان و زنان حنابندان داشتند و صبح روز علفه حنا را از دست و پاهایشان میشویند، روز علفه کمتر خانهای است که بوی کلوچه محلی ندهد در این روز همه چیز بوی تازگی میدهد و زمان جوان میشود.
💡 مجری تلویزیون، مدل، و تاجر زن آمریکایی، کلویی کارداشیان گفت که، طبق تجربه او، کاهش وزن به تدریج کملتو یا کلوچه را کوچکتر میکند.
💡 از سوغاتیهای معروف این شهرستان میتوان به کلوچه فومن، برنج، چای، توتون، مرکبات، صیفی جات، حصیر،گَمَج (نوعی ظرف گلی پختوپز غذا) و عروسکهای سنتی ماسوله اشاره کرد.
💡 تولیدات این شرکت کلوچه، شکلات و نوشابه است. به هنگام عرضه محصول کولا ترکا توسط اولکر، کوکاکولا قیمت نوشابه خود را در ترکیه ۱۰٪ کاهش داد.