کله پوش
مترادفها
کلاه، کلاه سر، سربند
لغت نامه دهخدا
کله پوش. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنچه کله را بپوشد. آنچه سر را بپوشاند. || ( اِ مرکب ) کلاه و پوشاک سر. ( ناظم الاطباء ):
بر سرّ جای طاقیه ام هست کله پوش
تخفیفه راجنیبه دستار می کنم.نظام قاری.|| شب کلاه. ( ناظم الاطباء ). || کلاه چارگوشی که دختران بر سر گذارند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنچه کله را بپوشد. یا کلاه و پوشاک سر
جمله سازی با کله پوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به زلف و روی آن ماه کله پوش شب معراج و روز عید همدوش
💡 مِعجر بنه از سر و کله دار دُرّاعه بیفکن و قبا پوش
💡 کله از عدل و قبا پوش ز داد بر تو این نکته فراموش مباد