لغت نامه دهخدا
کله وار. [ ک ُ ل َه ْ ] ( اِ مرکب ) به اندازه یک کلاه:
هیچ قبایی نبرید آسمان
تا دو کله وار نبرد از میان.نظامی.وز آن خلعت که اقبالش بریده ست
به هفت اختر کله واری رسیده ست.نظامی.از قبای چنو کله داری
ز آسمان تازمین کله واری.نظامی.
کله وار. [ ک ُ ل َه ْ ] ( اِ مرکب ) به اندازه یک کلاه:
هیچ قبایی نبرید آسمان
تا دو کله وار نبرد از میان.نظامی.وز آن خلعت که اقبالش بریده ست
به هفت اختر کله واری رسیده ست.نظامی.از قبای چنو کله داری
ز آسمان تازمین کله واری.نظامی.
به اندازه یک کلاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کله خود از ضرب گرز و تبر جرس وار پر پنبه از مغز سر
💡 هر که میآرد نشان او را کله واری رسد جامه پوشانرا کنید آگاه حالی زین نوید
💡 بیکی دلبر خیاط بفرمایم رخت که برد جامه و بیند که کله وار کجاست