کله زنی
مترادفها
ضربه به سر
لغت نامه دهخدا
کله زنی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ زَ ]( حامص مرکب ) لاف زنی. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
لاف زنی
جمله سازی با کله زنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چشم خود تا به هم زنی بردت تا کله چرخ دادهای خوردت
💡 هله ای باز کله بازده و پر بگشا وقت آن شد که بر آن دولت پاینده زنی
💡 چند سندان زنی به درگه دوست باری از کله کار سندان کن
💡 سر باز از کله و پاش از این کنده غمی است برهد پاش اگر تیشه بر این کنده زنی
💡 اگر «یاهو» زنی از مستی شوق کله را از سر شاهین بگیری
💡 در آن فیلم کمدی قدیمی، صحنه کله زنی بین دو شخصیت اصلی باعث شد که تمام تماشاگران سالن از خنده زیاد به حالت بیحالی بروند.
💡 او با یک حرکت ناگهانی و کله زنی به سر رقیب خود، توانست در آن بازی دوستانه برتری پیدا کند و باعث خنده بقیه شود.
💡 برخی از کودکان در بازیهای محلی گاهی از حرکات بامزه مثل کله زنی برای شوخی با دوستان خود استفاده میکنند تا جو بازی را شاد کنند.