لاف زنی

لغت نامه دهخدا

لاف زنی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) خودستائی. تصلف. تعنفص. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

۱- خودستایی تکبر. ۲- دعوی باطل کردن.

جمله سازی با لاف زنی

💡 از عشق اگر لاف زنی دشمن کین باش با بخت سیه همچو سیاهی و نگین باش

💡 از معرفت چه لاف زنی ای فقیه شهر بی شک که از محیط ندارد خبر محاط

💡 ای لاف زنی که هر کجا هستی قصه ز روزن و سرای آری

💡 دی خوش پسری بدیدم اندر «روزن» گر لاف زنی ز خوبروئی رو، زن

💡 دی خوش پسری بدیدم اندر روزن گر لاف زنی ز خوبرویان رو زن

💡 از معرفت چه لاف زنی ای فقیه شهر؟ بی‌شک که از محیط ندارد خبر محاط

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
تازه نفس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز