لغت نامه دهخدا
کله خود. [ ک ُ ل َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف کلاه خود. مغفر:
بزد گرز بر ترگ رهام گرد
کله خود او گشت ز آن زخم خرد.فردوسی.و رجوع به کلاه خود شود.
کله خود. [ ک ُ ل َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف کلاه خود. مغفر:
بزد گرز بر ترگ رهام گرد
کله خود او گشت ز آن زخم خرد.فردوسی.و رجوع به کلاه خود شود.
مخفف کلاه خود. مغفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با کله داری خود پیش سراپرده تو خیمه چرخ کمر بسته شود چون خرگاه
💡 ماه گردون سزدت تاج کله را چه محل که ز اکرام به فرق سر خود بنشانی
💡 ترک سر خود گیر، که فکر سرو دستار با دوستی کج کلهان راست نیاید
💡 شاه کله دوز ابد بر فرق من از فرق خود شب پوش عشق خود نهد پاینده باشد لاجرم
💡 او خود به عشوه راه رود در میان خلق یا آن که ماه را کله و سرو را قباست
💡 عیان شود زنقاب سحاب گوئی مهر چو در کله کند از روی خود نهان کاکل