کلاه گذار

لغت نامه دهخدا

کلاه گذار. [ ک ُ گ ُ ] ( نف مرکب ) کلاه گذارنده. آنکه دیگران را بفریبد و پول و مال آنان را بگیرد. ( فرهنگ فارسی معین ). حیله گر و فریب دهنده. کسی که با مکر و تزویر مال مردم را تصرف کند.

فرهنگ عمید

کسی که با فریب و خدعه چیزی از دیگری بگیرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دیگران را بفریبد و پول و مال آنانرا بگیرد.

جمله سازی با کلاه گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باریکواترو در تلاش برای بازخرید موتورسیکلتی که قبلاً از یکی از سرمایه گذاران سندیکای قاچاق اسلحه به نام کریستوفر لروف مصادره شده بود، در محله داسماریناس مانیل دستگیر شد. در دارایی‌های او یک کلاه گیس، دوربین، کارت شناسایی جعلی و لیستی از کسانی که باید آنها را می‌کشت پیدا شد. که نام مار سوپناد، یک روزنامه‌نگار تحقیقی، که روی پرونده کاپیتان اوفوک نیز کار می‌کرد، در بالای این لیست قرار داشت.

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز