لغت نامه دهخدا
کل امد. [ کْل ِ / ک ِ ل ِ اُ م ِ ] ( اِخ ) کلئومد. نام یکی از مورخان باستانی. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2010 شود.
کل امد. [ کْل ِ / ک ِ ل ِ اُ م ِ ] ( اِخ ) کلئومد. نام یکی از مورخان باستانی. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2010 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا این بحر کل آمد بدیدار حقیقت زوست پیدا جوهر یار
💡 نخستین آیتش عقلِ کل آمد که در وی همچو باءِ بسمل آمد
💡 نفس کل از عقل کل آمد پدید جزو و کل از جام مُل آمد پدید
💡 نفس کل آمد چو طبیعت پذیر از زبرش جذبه کشاندی به زیر
💡 اگر چه عرش دل آمده درین راه حقیقت فرش کل آمد درین راه
💡 دوم نفس کل آمد آیتِ نور که چون مصباح شد از غایتِ نور