کشیده گر

لغت نامه دهخدا

کشیده گر. [ ک َ / ک ِ دَ / دِ گ َ ] ( ص مرکب ) زردوز. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زر دوز

جمله سازی با کشیده گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرجا که از پی تو فغانی کشیده آه مستانه رفته‌ای و ترنم نموده‌ای

💡 کشیده است مگر تیغ، کوه تمکینت که آفتاب ز حیرت چو چشم قربانیست

💡 فسادها به تحمل صلاح می‌گردد سپر ز تیغ‌ کشیده‌ست آرمیدن موج

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران