کشیده قد
مترادفها
بلندقد، قدبلند
متضادها
کوتاه، کوتوله
لغت نامه دهخدا
کشیده قد.[ ک َ / ک ِ دَ / دِ ق دد ] ( ص مرکب ) بلندبالا. درازاندام. بلنداندام. بلندقامت. کشیده قامت. کشیده اندام. ( یادداشت مؤلف ). قامت رسا. آخته بالا: از این کشیده قدی، گشاده خدی، لاغرمیانی. ( سندبادنامه ص 237 ).
فرهنگ فارسی
بلند بالا. دراز اندام
جمله سازی با کشیده قد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا سر کشیدهاند، به پایان رسیدهاند کمعمرتر ز شعله خارند لالهها
💡 ای حشر خلق را به شکر خواب نیستی بگذار یک دو روز که طوفان کشیده اند
💡 نیل محبّت تو چو دانی که از ازل ای نور دیده بر رخ جانها کشیدهاند
💡 گهی باده کشیده تا به مستی گهی نعره رسیده تا سماوات
💡 چو ابری ابروانش بر گلستان کشیده سایبانها بهر مستان
💡 کارم به جان وکارد سوی استخوان رسید از بس زبان طعن که در ما کشیده اند
💡 آن دختر جوان با آن ظاهر کشیده قد و چهرهای آرام، توجه تمامی حاضران را در آن مهمانی پر زرق و برق به خود جلب کرده بود.
💡 بازیکنان بسکتبال معمولاً دارای ویژگیهای جسمانی خاصی مانند قد بلند و بدن کشیده قد هستند که به آنها در بازیهای رقابتی کمک زیادی میکند.
💡 او با آن قامت کشیده قد و استایل خاص خود، در میان جمعیت به وضوح دیده میشد و گویی از همه بلندتر و متمایزتر بود.