لغت نامه دهخدا
کشک ولبو. [ ک َ ک ُ ل َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کشکه لبو. خوراکی است که از کشک سائیده و آب گرفته و خرده های لبو فراهم آورند. کشک لبو. ( یادداشت مؤلف ).
کشک ولبو. [ ک َ ک ُ ل َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کشکه لبو. خوراکی است که از کشک سائیده و آب گرفته و خرده های لبو فراهم آورند. کشک لبو. ( یادداشت مؤلف ).
💡 اولین شب زمستان در بین بختیاریها با نام شب چله معروف شدهاست. شب چله، دور همنشینی و جشن شبانه همراه بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید در اولین روز زمستان است. لازمه آن جمع شدن تمام فامیل و خانواده در منزل بزرگترها و ریش سفیدان به عنوان نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز، نشستن در زیر کرسی و همچنین خوراکیهای فراوان برای بیداری دراز مدت همچون هندوانه، انار، انگورهای بسته با نخ به سقف خانههای چوبی، کشمش، بادام، گردو، سنجد، گندم برشته، شاهدانه و کشک و تنقلاتی است که مادر بزرگها از تابستان فراهم کرده و بر روی سفره شب چله و بیشتر بر روی کرسی چوبی قرار میدهند.