کشف شدن
مترادفها
پیدا شدن، آشکار شدن، یافت شدن، نمایان شدن
متضادها
پنهان شدن، پوشیده شدن، گم شدن
لغت نامه دهخدا
کشف شدن. [ ک َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) روشن شدن. از نهانی درآمدن. از پنهانی خارج شدن. ( یادداشت مؤلف ). آشکار شدن:
دید رنج و کشف شد بر وی نهفت
لیک پنهان کرد و با سلطان نگفت.مولوی.
فرهنگ فارسی
روشن شدن. از نهانی در آمدن
جمله سازی با کشف شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعدها تحقیقات مختلفی، نقش بسزای وی را در کشف دیانای و کنار گذاشته شدن او را به اثبات رساند.
💡 به گفته رئیس پلیس سن برناردینو، پس از کشته شدن این دو مهاجم، دستکم یک هزار و ۶۰۰ گلوله، به همراه سه بمب دستساز و یک دستگاه کنترل از راه دور از خودروی اجارهای آنها به دست آمدهاست. همچنین ۱۲ بمب دستساز به همراه سه هزار گلوله از منزل سیدرضوان فاروق و همسرش کشف شدهاست.
💡 این کشور به دارا بودن نوع خاصی از نفت سبک. و همچنین استخراج فسفات معروف است. از دیگر صنایعی که برای آن آیندهای روشن پیشبینی میشود، گاز طبیعیاست که چندی پیش میدانهای گازی عظیمی در مناطق مختلف و علیالخصوص در نزدیکی شهر دیرالزور کشف شد و این میتواند به شکوفایی هرچه بیشتر اقتصاد سوریه کمک کند همچنین عملیات اکتشافی جدید نشان از یافت شدن میدان جدیدی از نفت سبک در شهر لاذقیه دارد.
💡 آنچه از پیر طریقت کشف نتواند شدن در خرابات از می دیرینه می یابیم ما