کشش دادن
مترادفها
کشیدن، طویل کردن
متضادها
رها کردن، شل کردن
لغت نامه دهخدا
کشش دادن. [ ک َ / ک ِ ش ِ دَ ] ( مص مرکب ) طول دادن.ممتد کردن. دراز کردن. ( یادداشت مؤلف ). کش دادن.
فرهنگ فارسی
طول دادن. ممتد کردن
جمله سازی با کشش دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قرار دادن میکروالکترودها بر روی بستر نازک و قابل انعطاف موجب توسعهٔ پلاک قلبی شد که در موارد ارزیابی الکتروفیزیولوژی قلب، تنها توسط نیروی کشش سطحی به سطح خمیدهٔ قلب متصل میشود. هم چنین از تتوهای الکترونیک برای اندازهگیری دما و بیوالکتریسیته پوستی استفاده میشود.
💡 شیب بندی یا شیب دادن از مسائل جزئیات واجرایی دقیق بوده که بایستی درست انجام شود. شیب بندی بیشتر جهت حرکت و هدایت آب آن هم بهطوریکه با کششی کافی بوده باشد برای فضاهای خارجی به مانند محوطه سازی، پیادهرو سازی، حیاطسازی و شیب بندیهای کوچک به مانند شیب بندی پشت بام، سرویسهای آبریز چون حمام، توالت و درمواردی دستشویی و آشپزخانه و…
💡 برای اینکه عضلات پس از تمرینات سنگین ورزشی دچار گرفتگی نشوند، بسیار مهم است که حتماً به آنها زمان کافی برای کشش دادن و استراحت بدهیم.
💡 او سعی داشت با کشش دادن مداوم پارچهٔ قدیمی، آن را نرمتر و انعطافپذیرتر کند تا بتواند به راحتی برای دوخت لباس از آن استفاده کند.
💡 در فرآیند ساخت برخی محصولات صنعتی، نیاز به کشش دادن قطعات فلزی با فشار زیاد برای رسیدن به شکل و اندازه مورد نظر وجود دارد.