کسالت اور
مترادفها
خستگیآور
فرهنگ عمید
( کسالت آور ) آنچه اندوه، دل تنگی، و ناخوشی بیاورد.
فرهنگ فارسی
( کسالت آور ) ( صفت ) آنکه یا آنچه تولید کسالت کند: ( پشت دستگاه دوکش می نشست و یک بند نال. کسالت آور و غم افزای آنرا بگوش همسایگان میرساند ).
جمله سازی با کسالت اور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هر مجموعه ای وجود انسجام اجزا از شروط لازم برای تداوم آن به شمار میرود؛ برای ایجاد تنوع فضایی عناصر بزرگ باید به بخشهای متعدد تقسیم شده و مقیاس کوچکتری یابند اما باید دقت داشت که در این مسیر با افزایش تقسیمات اغتشاش و آشفتگی به وجود نیاید یا بالعکس تنوع آنقدر کاهش یابد که حاصلی کسالت آور داشته باشد.