کرانه داشتن

لغت نامه دهخدا

کرانه داشتن. [ ک َ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) بر کنار بودن.بر ساحل جای داشتن. دور از میانه بودن:
کرانه داشتم از بحر فتنه چون کف آب
نهنگ عشق توام در میانه بازآورد.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بر کنار بودن. بر ساحل جای داشتن

جمله سازی با کرانه داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انسدادهای‌های شدید پس از وقوع انتفاضه اول در اواخر دهه ۱۹۸۰ آغاز شد، در این زمان محدودیت‌های سفر در کرانه باختری و غزه تشدید شد و اسرائیل شروع به الزام کارگران غزه به داشتن مجوز کرد.

💡 زروان ایزد زمان بی‌کران است؛ یعنی قبل از وجود داشتن زمان و مکان وجود داشته‌است. آسمان یا همان «وای» به عنوان تن زروان شناخته می‌شود و بعدها از این زمان بی‌کران زمان کرانه‌مند به وجود می‌آید. در دوران اشکانیان و ساسانیان اعتقاد به فرقه‌ای که در آن زروان به عنوان مبدأ آفرینش و پدر اورمزد شناخته می‌شود رونق می‌گیرد. هر چند گمان می‌رود که این کیش پیش‌زردشتی و متعلق به دوران آریایی‌های اولیه باشد. اما در این دوران بیشتر به عنوان فرقه‌ای از دین زردشتی شناخته می‌شود که برای پاسخ به سوال‌هایی که در دین زردشتی ایجاد شده‌است شکل گرفته باشد. در برخی متون او را دارای همسر نیز دانسته‌اند.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز