کر کشیدن

لغت نامه دهخدا

کر کشیدن. [ ک ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) یک کر آب را بر زمین نجس شده ریختن و تطهیر کردن آن را. شستن جایی با کرهای آب چون صحن مسجدی یا زمین زیارتگاهی. ( یادداشت مؤلف ). || با بول خود تر کردن جامه کسی را. بمزاح گویند: بچه، مرا کر کشید؛ یعنی جامه های مرا به شاش آلود. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

یک کر آب را بر زمین نجس شده ریختن و تطهیر کردن آن را. شستن جایی به کرها آی چون صحن مسجدی یا زمین زیارتگاهی

جمله سازی با کر کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلخی از دریای بی گوهر کشیدن مشکل است دیده را هم غمزه اش با دل ربودی کاشکی

💡 اگر از قیاس جان را جگر آهنین نبودی نتواندی کشیدن ستم دل چو سنگش

💡 کشیدن این همه منت ز خار و خس بلبل سبب نظارهٔ گل بود آشیان باعث

💡 یک نالهٔ سپندت از وهم می‌رهاند تا کی به رنگ مجمر دود از دهان‌ کشیدن

💡 زلف تو چه امکان کشیدن که رقیبان سر در قدمت نیز کشیدن نگذارند

آموزش یعنی چه؟
آموزش یعنی چه؟
بنت یعنی چه؟
بنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز