لغت نامه دهخدا
کدخداسر. [ ک َ خ ُ س َ ] ( ص مرکب ) مقتصد. صرفه جو: و باز مرد توانگر را... اگر بخیل باشد کدخداسر و دانا گویند. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 181 ).
کدخداسر. [ ک َ خ ُ س َ ] ( ص مرکب ) مقتصد. صرفه جو: و باز مرد توانگر را... اگر بخیل باشد کدخداسر و دانا گویند. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 181 ).
مقتصد. صرفه جو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غول درو کدخدا و دیو درو میر والی شیطان جنود والی شیطان
💡 چنین داد پاسخ بدو کدخدای که ای شاه روشندل و پاکرای
💡 بدو گفت جز تو کسی کدخدای چه باید همی با تو اندر سرای
💡 ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند چو کدخدای بود از جمال شه مخبر
💡 در چنان دور غم کجا باشد؟ که دراو زهره کدخدا باشد