کاه کهنه بباد

لغت نامه دهخدا

کاه کهنه بباد دادن. [ هَِ ک ُ ن َ / ن ِ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) لاف زدن. ( غیاث از بهارعجم و رشیدی ). لاف زدن و فخر کردن. ( برهان ). حکایات سخنان زمانه گذشته بجهت عظم شأن خود گفتن. ( غیاث نقل از سراج ). رجوع به «کاه پارینه بباد دادن » شود.

جمله سازی با کاه کهنه بباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که فروش امرد به کاهی کرد با ما ماجرا گفتمش بر باد خواهم داد کاه کهنه را

💡 صد خرمن از آن گفت به یک جو خواهی تا کی این کاه کهنه ها داد بباد

💡 چرخ کاه کهنه ای می داد پیش از من به باد دانه من در آسیای آسمان انداختم

💡 شب فغانم گوشمال چرخ بی بنیاد داد کهکشان را همچو کاه کهنه ای برباد داد

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز