کاست و فزود

لغت نامه دهخدا

کاست و فزود. [ت ُ ف ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) معرب آن کستبزود. ( انجمن آرا ) ( آنندراج، ذیل لغت کاست ). کاستن و فزودن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
- دیوان کاست وفزود؛ دیوان کستبزود. دیوانی بود که در آن خراج هر یک از ارباب میاه و آنچه میکاسته یا می فزوده و یا از نامی بنام دیگری تحویل میشده، ضبط میکرده اند. و رجوع به «کستبزود» شود.

فرهنگ فارسی

کاستن و فزودن

جمله سازی با کاست و فزود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدار سران دو کشور در حاشیه اجلاس دی ۸ در قزاقستان از تنش میان طرفین کاست و دو کشور پس از چند سال سفیر مبادله کردند.

💡 دولت، محدودیتهای سرمایه‌گذاری مستقیم را کاست و مالکیت محدود خارجیان و سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها را امکانپذیر کرد.

💡 چون بنامیزد خود خداوند دانش و دیدی و درهای بسته را بینش و بود گره گشایت خوشتر کلید است. اگر بیش از این کار بند گفت و شنود آیم و راز پرداز کاست و فزود، هم من بیغاره سود در از درائی خواهم شد، و هم آن جان خرد و کان گهر کوب آزمای آک و آهوی نیازمودگی و خودرائی خواهد گشت.

💡 این سخنرانی – که سی دقیقه بوده‌است – ضبطِ صوتی شده و صدایش روی نوارِ کاست و در اینترنت منتشر شده‌است.

💡 معروف است که امپراتور هلیوگابال در زمان فرمانروایی‌اش از اهمیت ژوپیتر کاست و سول اینویکتوس را که گرچه ایزدی کم‌اهمیت‌تر از ژوپیتر بود، اما خود وی بدو باور داشت، بالا کشید و رومیان را نیز وادار ساخت تا خدای او را بپرستند.

💡 در نوروزنامه آمده‌است: «و خداوندان فسون آژخ را بوی [به جو] افسون کنند به ماه کاست و بپوشانندش تا آژخ فروریزد.»

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز