کارگر شدن. [ گ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کارگر آمدن. اثر کردن. رجوع به اثر کردن شود. تأثیر کردن. مؤثر گردیدن. رجوع به کارگر آمدن شود: اِکاحه، کارگر شدن شمشیر. ( منتهی الارب ):
کنون کارگر شد که بیکار گشت
پدر پیش چشم پسر خوار گشت.فردوسی.چو ژوبین به رستم نشد کارگر
بینداخت رستم کمندش ز بر.فردوسی.تیر از زرّو سیم باید ساخت
تا شود کارگر بر این کنده.سوزنی.نهیب توهّم تنش را گداخت
نشد کارگر هر علاجی که ساخت.نظامی.از هرکرانه تیر دعا میکنم رها
شاید کزان میانه یکی کارگر شود.حافظ.
(گَ. شُ دَ ) (مص ل. ) اثر کردن، تأثیر گذاشتن.
اثر کردن، ( مصدر ) اثر کردن موثر افتادن: [ چون شب در آمد ( فیلگوشان ) خویشتن را در میان دو گوش گرفتند و تیر بر گوشهای ایشان کار گر نبود ]. ( اسکندر نامه نسخ. نفیسی )
اثر کردن، تأثیر گذاشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاظم کاظمی در سال ۱۳۳۶ در بخش آرادان شهرستان گرمسار دیده به جهان گشود. او پس از طی دوران کودکی خود در شهر مادری، در سن ۶ سالگی همراه با خانواده به گرگان مهاجرت کرد. بزرگ شدن در خانوادهٔ مذهبی و دیدن سختیهای قشر کارگر، باعث انجام اقداماتی مانند تأسیس کتابخانه در جهت خلاف عقاید حکومت وقت بود. وی به همین جهت در سنین جوانی توسط ساواک دستگیر شده بود.
💡 پس از شکست در جنگ داخلی اسپانیا در اوائل ۱۹۳۹ تقریباً نیم میلیون جمهوریخواه اسپانیایی از ترس زندانی شدن یا اعدام به فرانسه فرار کردند. این پناهندگان در شمال رشته کوه پیرنه در اردوگاههایی مانند اردوگاه گور و اردوگاه ورنه نگهداری میشدند. گرچه بیش از نیمی از این افراد هنگامی که پتن در سال ۱۹۴۰ برپایی رژیم ویشی را اعلام کرد به اسپانیا یا جاهای دیگر بازگردانده شدند، ولی ۱۲۰٬۰۰۰ تا ۱۵۰٬۰۰۰ تن از آنان باقی ماندند و زندانی سیاسی شدند و به خدمت کار اجباری و گروه کارگران خارجی برده شده و از آنان بهعنوان کارگر برده بهرهبرداری میشد.