لغت نامه دهخدا
کار و بیم. ( اِ ) کروبی. ( دزی ج 2 ص 434 ). اسمی است که مسیحیان به ارواح سماوی از دسته ملائکه اطلاق کنند که درمرتبه پائین تر از ساروفین قرار دارند. ( اعلام المنجد ). رجوع به کروبی شود.
کار و بیم. ( اِ ) کروبی. ( دزی ج 2 ص 434 ). اسمی است که مسیحیان به ارواح سماوی از دسته ملائکه اطلاق کنند که درمرتبه پائین تر از ساروفین قرار دارند. ( اعلام المنجد ). رجوع به کروبی شود.
کروبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما ز تاب افتادهایم از آب و تاب ما مگو ما ز کار افتادهایم از کار و بار ما مپرس
💡 اقتصاددان جوزف استیگلیتز معتقد است که نابرابری اقتصادی منجر به بیاعتمادی به کسب و کار و دولت شدهاست.
💡 آخرین کار وی در عرصه بازیگری حضور در سریال پرستاران در نقش سرپرستار پاکنهاد میباشد.
💡 با بالا گرفتن کار و شدتگرفتن فشار رسانهگران، دادگاه عالی اسرائیل در روز ۳۱ دسامبر حکمی صادر کرد که طبق آن دولت اسرائیل بایست به رسانهگران اجازهٔ ورود به غزه را بدهد.
💡 کارم همه غم خوردن و بارم برجان انصاف به بین که کار و بارم چونست